ــــقَــــلَــــمـــــــــــــــــــ

دات بلاگ دات آی آر
ــــقَــــلَــــمـــــــــــــــــــ

سید مرتضی آوینی در مقاله اسلامیت یا جمهوریت؟ :
«جمهوری اسلامی» تعبیری نیست که از انضمام این دو جزء -جمهوریت و اسلامیت - حاصل آمده باشد و چنین دریافتی از همان آغاز بر یک اشتباه غیر قابل جبران بنا شده است. «جمهوری اسلامی» تعبیری است که بنیانگذار آن برای «حکومت اسلامی آن سان که دنیای امروز استطاعت قبول آن را دارد» ابداع کرده است و تعبیر جمهوری اسلامی اگر چه حد و رسم این نظام را تبیین می کند ، اما در عین حال از اظهار ماهیت و حقیقت آن عاجز است. ذهن انسان امروز به مجرد مواجهه با تعبیر «جمهوریت» متوجه پارلما نتاریسم و انواع دموکراسی می شود، و اما در مواجهه با تعبیر «اسلامیت» هیچ مصداق روشن و یا تعریف معینی نمی یابد، چرا که اسلام ، به مثابه یک نظام حکومتی ، بر هیچ تجربه تاریخی از دنیای جدید استوار نیست. تجربه تاریخی صدر از اول نیز صورتی مدون ندارد و در نسبت با انواع نظام های حکومتی در دنیای جدید تعریف نشده است.

پیام های کوتاه

۸ مطلب با موضوع «اجتماعی-سیاسی» ثبت شده است

مدتی است که مداح انقلابی اهل بیت، دکتر میثم مطیعی در بین جوانان انقلابی جایگاه ویژه ای باز کرده است و ایشان را جزو یکی از رهبران جربان فرهنگی انقلاب قرار داده اند و همین امر باعث شده است هیئات این بزرگوار از رونق خاصی برخوردار بوده و چند فاکتور آن نسبت به سایر هیئات موجود و فعال متفاوت باشد و هر کسی که پای ثابت هیئت و یا قطعه های مداحی ایشان باشد این مطلب را تصدیق خواهد نمود. آنچه باعث تفاوت و تمایز ایشان با سایرین شده است چند عامل مهم میباشد که  در ذیل به صورت مختصر به آنها پرداخته میشود:

1.اولین عامل سطح سواد و مطالعه ایشان است. آنچه از شرکت در جلسات ایشان میتوان دریافت این است که ایشان مقاتل مختلف را مطالعه نموده و آنچه در روضه ها و مدح هایشان نقل میکند مطابق با تاریخ و مقاتل و مستند میباشد. با توجه به سطح بالای علمی و درک و فهم نسل جوان این عامل از اهمیت خاصی برخوردار بوده و تاثیر بسزایی در جذب جوانان دارد چرا که این نسل –باصفات مذکور- پذیرای هر نوع نقل تاریخ به صورت تحریف شده، من در آوردی و سر هم کرده نیست.

2.عامل دوم اجرای قطعات به چند زبان است. مطیعی نغمه  های زیادی به صورت مرکب به زبان فارسی و عربی میسراید و تاثیر بسزایی علاوه بر داخل، در بین جوانان سایر کشورها از جمله کشورهای جبهه مقاومت، در عراق، لبنان، سوریه، بحرین، یمن و ... داشته و مورد استقبال فراوانی قرار گرفته است به طوریکه به ایشان لقب آهنگرانِ محور مقاومت را داده اند و همین امر باعث شده است تا چهره و صدایی بین المللی محسوب شود. البته در اینجا ضعفهایی دیده میشود که به آن اشاره میگردد: مداحی یکی از ابزارهای فرهنگی تاثیرگذار شیعیان محسوب میشود پس باید طوری برنامه ریزی کرد تا از این ابزار به صورت حداکثری استفاده کرد. ایشان قطعات مداحی خود را به زبانهای فارسی و عربی اجرا میکند اما نسبت به شیعیان اردو زبان و آذری زبان کم توجه هستند و این مسئله از ضعف های مهم ایشان است. به غیر از آذری زبانان ایران، کشور جمهوری آذربایجان با ترکیب جمعیتی 85% شیعه دومین کشور با بیشترین جمعیت شیعه است. ولی با وجود این مهم، مورد غفلت قرار گرفته است. کشور جمهوری آذربایجان با وجود نقاط مشترک فرهنگی از جمله دین و مذهب و همچنین اشتراک زبان با بخشی از ایرانیان ترک و آذری زبان و همچنین سایر مشترکات عمیق فرهنگی مورد غفلت مابوده و همین باعث شده تا پای بیگانگان در آنجا به وضوح دیده شود و تاثیرات آن ملموس باشد. هرچند وی قطعه مشترکی فارسی-عربی-ترکی در محکومیت آل سعود اجرا نموده اند اما این برای چنین جمعیتی ناچیز بوده و جای کار بسیاری دارد. البته میتوان از این یک قطعه به عنوان شروع یک حرکت یاد کرد. مطالب فوق پیش زمینه ای را فراهم نمود تا به عامل سوم که مهمترین عامل موفقیت ایشان در عین حال محل کم کاری ایشان و یا بهتر بگویم مجموعه ایشان است بپردازیم.

3. وجه تمایز بسیار مهم و واضح ایشان با سایرین در اشعار مورد استفاده است. ایشان از چند شاعر انقلابی با سطح علمی بالا ازجمله میلاد عرفان پور و محمد مهدی سیار – که از دوست و همکلاسی جناب میثم مطیعی در دانشگاه امام صادق(ع)هستند- استفاده مینماید و اشعار عربی را از چند  شاعر عرب زبان از کشورهای عرب زبان همسایه همچون خانم آیات القرمزی، جناب احمد حسن الحجیری و سایر شاعرانی که نامشان برده نمیشود و به صورت گمنام شعر سروده و در اختیار مداح انقلابی قرار میدهند، کمک میطلبد و به دلیل اینکه خود این شاعران انقلابی اند اشعار شان نیز انقلابی سروده میشود. با صرف نظر از هیئات سکولار که هیچ دل خوشی به سیاست و انقلاب و جمهوری اسلامی ندارند، حتی آن هیئاتی که اعتقاد به انقلاب دارند نیز کمتر دیده میشود که اشعار استفاده شده در آن جلسات با شعارها و آرمانها و ارزشهای انقلابی در هم آمیخته باشد. به این معنی که در عین اینکه مدح و عزای حسینی است انقلاب اسلامی را در امتداد راه امام حسین (ع) بجویند. در هیئات مذکور نهایت کاری که برای نشان دادن اعتقاد به انقلاب ممکن است انجام دهند چسباندن تمثال حضرات ائمه خمینی و خامنه ای در محل هیئت و دعا برای ایشان در آخر جلسه است و تفاوت اصلی همین جاست که (( کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا)) در اشعار مورد استفاده میثم مطیعی نمود پیدا میکند و به عبارت بهتر و فلسفی، جوهر (در مقابل عرض) هیئت ایشان انقلابی است.

و اما آنچه مقصود اصلی بنده است و اشاره ای در پایان عامل دوم اشاره شود این است که عدم توجه به برادران آذری زبان ایران و خارج از ایران به عدم وجود و یا احیانا کم پیدایی شعر انقلابی آذری بر میگردد. علیرغم وجود شاعران بزرگ و حتی شاعران جوان گمنام به دلیل شاعر پرور بودن منطقه آدربایجان مسئله شعر انقلابی شبیه آنچه جناب عرفانپور، جناب سیار و مهدی کریم پور در شعر فارسی و خانم آیات القرمزی و جناب احمد حسن الحجیری در شعر عربی در پشتیبانی معنوی هیئت انجام میدهند، مورد غفلت است و به صورت کلی عدم توجه و غفلت از شیعیان آذری زبان به عدم وجود شعر انقلابی و البته در سطح قابل قبول و مناسب برمیگردد که از نظر حقیر نشانه خوبی برای فرهنگ این منطقه جغرافیایی نیست. غمبارتر اینکه در ترویج و تربیت و حمایت از شاعران ترک زبان در تراز انقلاب اسلامی و انقلاب جهانی اسلام کم کاری میشود و نیازمند بازنگری اساسی در این بخش است.


سری هم به قسمت نظرات بزنید

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آذر ۹۴ ، ۲۱:۰۹
میم په به

یکی از اساتید در یکی از جلسات می فرمود: "قبل انقلاب فکر میکردم دو چیز بعد انقلاب از جامعه برچیده خو.اهد شد. یکی از آنها فوتبال بود که نشد". او ادامه داد: "فکر میکردم فوتبال ابزار استعماری است". بعد از این جمله ایشان پرسیدم: "استاد الان چطور فکر می کنید؟". ایشان برای پاسخ به این پرسشم به مصاحبه یکی از مدیران فوتبالی استناد کرده و این طور گفت: "مدیران فوتبالی این ورزش را به عنوان یک سرگرمی و راهی برای تخلیه هیجانات جوانان و علاقه مندان جهت جلوگیری از بسیاری از مشکلات اجتماعی میدانند که در این مصاحبه این مدیر پرسشی را مطرح کرده که " آیا در جامعه ما مکان مشابهی وجود دارد که عده ای ساعاتی را در آنجا بگذراند و سرگرم شده و هیجانات خود را تخلیه کند؟"". باید اذعان کرد که در واقع چنین موقعیتی در هیچ مکان و هیچ سرگرمی با این محبوبیت و ضریب نفوذ وجود ندارد اما شایسته است که علاوه بر اشاره به نقاط مثبت( البته محدود) به نقاط پر تعداد منفی آن نیم نگاهی داشته باشیم. امروز با گذشت بیش از 35 سال از آغاز انقلاب جهانی اسلام هنوز نتوانسته ایم دست در ذات فوتبال برده و آن را تسخیر کرده و آن را اندکی با نظامات فرهنگی و نظامات اجتماعی اسلام سازگار کنیم.

شاخص ترین نفعی که فوتبال می توانست در چند دهه گذشته برای انقلاب و در سمت و سوی انقلاب مثمر ثمر باشد بالا بردن نام و پرچم کشور باشد که حتی این هدف نیز آن طور که شایسته است صورت نگرفته است و با این فضای به وجود آمده در فوتبال کشور بعید به نظر می رسد که به راحتی به این هدف نایل شویم.

طرفداران نظری فوتبال در کشور در پاسخ به ادعای عدم کارآمدی و کم فایده بودن فوتبال در کشور و عدم سازگاری آن با روح فرهنگ اسلامی، به استفاده از فوتبال به عنوان ابزار سیاسی برای بالا بردن برد سیاسی در جهان اشاره می کنند که در وضعیت فعلی با وجود سرمایه گذاری های بسیار هنگفت از این نوع استفاده نیز محرومیم.

پس پرسشی عمیق باید در سطح نخبگان و یا حتی عموم افراد جامعه مطرح شود که آیا وقت آن نرسیده است که اندکی در تفکراتمان در مورد فوتبال تجدید نظر کنیم  و یا حتی سازوکاری بهتر و کارآمدتر جهت بهبود و افزایشراندمان آن در جهت رسیدن به اهداف متعالی انقلاب (مثلا استفاده ابزاری از آن در بعد سیاسی و بین المللی) تعبیه گردد؟ نگارنده بسیار حقیرتر از آن است که قصد تعیین تکلیف فوتبال در کشور داشته باشد بلکه مقصودم را میتوان در یک جمله بیان کرد:


"شاید فوتبال چموش تر از آن باشد که به آسانی برای انقلاب رام شود."

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۳ ، ۱۲:۴۸
میم په به
متن زیر خلاصه ای از کتاب "امت و امامت" دکتر علی شریعتی است که بعد از انقلاب مغضوب روشنفکران قرار گرفته و دیگر منتشر نشده است. چرا که این کتاب گویای بسیاری از حقایق درباره این بزرگوار است.



این متن توسط استاد بزرگوار جناب دکتر جوادی فام-استاد فلسفه و دروس معارف- از کتاب مذکور که به گفته خودشان قبل از انقلاب تهیه کرده بودند، خلاصه نویسی شده است:

 منِ غیر نظامی، علی شریعتی، متهم به هر اتهامی که میتوان بزبان آورد، معتقدم به:

1-    یگانگی خدا.

2-      حقانیت همه انبیا از آدم تا خاتم.

3-      رسالت و خاتمیت حضرت محمد (ص).

4-      وصایت و ولایت و امامت علی بزرگوار.

5-      اصالت عترت بعنوان تنها باب عصمت برای ورود به قرآن و سنت.

6-      اعلام وصایت و امامت علی بوسیله پیغمبر نه تنها در غدیر خم بلکه در 21 مورد دیگر.

7-      شوری که یک اصل اسلامی است.

8-      پیغمبر اسلام دارای دو رسالت بود یکی ابلاغ وحی (نبوت) و دیگری بنیاد امت (امامت).

9-      اما تاریخ، بر اساس خواست پیغمبر و پیش بینی وی پیش نرفت و از سقیفه به بعد کم کم منحرف شد و اسلام در تاریخ دو مسیر جداگانه گرفت:

- تسنن اسلامی که در طبقه حاکم جریان یافت.

- و تشیع اسلامی که در طبقه محکوم در میان مردم مظلوم و عدالتخواه جریان یافت.

10-   خلافت در تاریخ پیروز شد و امامت تحقق اجتماعی نیافت و غیبت پیش آمد.

11-   عصر غیبت (از غیبت امام آخرین تا ظهور آخرالزمان) عصر مسئولیت رهبری اجتماعی مردم است و دوران انتخاب رهبر به عنوان مقام ( نیابت امام) بوسیله مردم.

12-   اصل انتظار فرج بعد از شدن، بعنوان انتظار ، مذهب اعتراض به عنوان یک فلسفه جبر تاریخ، زوال قطعی نظام ظلم اجتماعی و تبعیض طبقاتی بر خلاف آنچه می گویند، اعتقاد به اینست که هر وقت مردم در برابر ظلم حاکم در عالم قیام کردند قائم میرسد، و اینکه امام موعود منتظر مصلح قائم به شمشیر منتقم عدالت گستر آزادی بخش مردم جهان، در واقع منتظر ماست.

13-   توحید و نبوت و معاد سه اصل دین است به معنای اعم زیرا اگر هریک از این سه کم باشد دین نیست، و اسلام قرآن، دو اصل امامت و عدالت را اضافه دارد و شیعه هیچ نیست جز اسلام یعنی قرآن و سنت.

14-   معتقد به تقلید (به معنی تقلید مردم از متخصص در فروع عملی، فروع دین، احکام فقهی، یعنی تقلید فنی تخصصی یا علمی، نه عقلی و فکری و نه در اصول اعتقادی).

15-   به تقیه (نه از ترس، برای حفظ ایمان. نه تقیه فرد غیر مسئول و بیکاره بلکه تقیه افرادی که در راه ایمان و پیروزی حق، عدالت و امامت تلاش میکنند. در برابر دشمن یعنی اصل رازداری در مبارزه و نیز تقیه شیعه در جامعه بزرگ اسلامی در برابر مسلمانان اهل سنت برای جلوگیری از جنگ مذهبی، تعصبات فرقه ای و تفرقه و برای ایجاد وحدت اسلامی در قبال دشمن مشترک).

16-   به اجتهاد یعنی کوشش علمی آزاد افراد متخصص برای جستجوی دائمی حقایق اسلامی و تکامل در فهم اسلام و پاسخگوئی به مسائل جدید و شرایط متحول زمان و جامعه، نیازها و دشواریهای ویژه هر عصر و نسلی.

17-   به مرجعیت علمی و به نیابت امام برای رهبری فکری، اجتماعی و بسیج نیروها و بکارگیری امکانات در راه پیروزی دین خدا و زندگی خلق و آگاهی مردم نسبت به عقیده شان و سرگذشتشان.

18-   به پرداخت زکات و سهم امام برای تامین بودجه اقتصادی در راه اداره تشکیلات علمی و اجتماعی و تحقق برنامه ها و هدفهای علمی جامعه شیعی.

19-   به برگزاری مراسم محرم، عاشورا، ذکر، احیای خاطره ائمه و تشکیل مراسمات و جلسات مذهبی و حتی اشک، نه بعنوان یک سنت موروثی طبق معمول شنوائی، بلکه برای آموزش توده مردم، آگاهی جامعه و زنده نگهداشتن همیشگی مکتب شهیدان، نه فقط برای عزاداری زیرا که کسی نمرده است، شهیدان زنده جاوید اند و وحی حاضر هستند و عزادار نمیخواهند، پیرو می خواهند. شیعه به معنی پیرو علی است و پیرو حسین و زینب و خاندان پیغمبر و پیرو یک عمل عینی است نه پرستش که بر خلاف توحید است و نه حتی عشق تنها که بی شناخت و بی عمل یک امر عاطفی است.

20-   به توسل و شفاعت پیغمبر و ائمه و حتی خاک شهید بزرگ راه حقیقت، حریت و عدالت، حسین. نه به این معنی که عامل کسب نجات ناشایسته باشد بلکه برعکس عامل کسب شایستگی نجات اند.

21-   به نیایش نه بعنوان وسیله تخدیر و جانشینی بر عمل و مسئولیت راه نجات فردی و راه فردی نجات بعنوان عامل نیرومندی در پرورش ارزشهای متعالی انسانی.

22-   و بالاخره بعنوان روشنترین جهت و شدت و معنی ایمانم به تشیع علوی یعنی تشیع شهادت نه عزا، تشیع سرخ نه سیاه.


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۱۷
میم په به

سخن از فرهنگ و اقتصاد است. فرهنگی که به مثابه فضای تنفسی است و ‏"‏مهمتر از اقتصاد" و با اینکه با چشم دیده نمیشود بر هر معادله تاثیر گذاشته و از هر معادله ای تأثر میپذیرد.

vezarate farhang-galam.blog.ir

مقصود ما از فرهنگ آنی نیست که در ترکیب وزارت "فرهنگ و ارشاد اسلامی" قالب کرده اند و این دو اشتراک لفظی هستند چرا که وزارت فرهنگ وظیفه خود را در حفظ و نگهداری چند فیلم، کتاب،تلاش برای بازگشایی "خانه" های توقیف شده و بزرگداشت و تکریم چند شخصیت-که میگویند هنرمندند- تعریف کرده است. پس انتظار فرهنگ آفرینی و تغییر و تحول و زمینه سازی برای مقبولیت صورت فکری جدید[1] از این وزارت نباید داشت. به نظر میرسد بخشی از نارسایی هایی که در زمینه فرهنگ در جامعه احساس میشود ناشی از این امر است که مسئولین و متولیان به فرهنگ همچون مقوله ای بخشنامه ای و جشنواره ای نگاه میکنند. در این دوران گذار باید به فکر راهها و روشهای جدید برای موضوع فرهنگ و فرهنگ سازی و کار فرهنگی بود. اگرچه پیش از این بر ضرورت ضمیمه سازی پیوست فرهنگی طرح ها از سوی حضرت آقا تاکید شده است ولی آنچه که مشاهده میشود مسامحه در این اقدام است و از نظر نگارنده دلایل آن عدم توجیه مدیران و برنامه ریزان در ضرورت تهیه و تدوین این پیوست و یا در صورت تدوین عدم اجرای صحیح آن است.

vazir e farhang-jannati-galam.blog.ir

اگرچه در این سال که موضوع فرهنگ به موضوع داغ تبدیل شده و وزارت فرهنگ خود را تنها مخاطب سخنان آقا در مورد فرهنگ میداند و در سخنرانی های مختلف بر سنگینی بار مسئولیت این وزارت خانه تاکید میکند اما مخاطبین این سخنان کلیه وزرا، مسئولین، مدیران، برنامه ریزان و حتی میتوان گفت تک تک افراد جامعه هستند. اگر فرهنگ را همچون اتمسفر و فضای تنفسی بپذیریم کوچکترین عملمان- که تنفس است-را در این فضا تاثیرگذار خواهیم دانست و نمیتوانیم هر عملی را بدون ملاحظه و با این استدلال که سازمانی به نام "محیط زیست" مسئول سلامت جو و هوای مورد نیاز بشر است، انجام دهیم.

sal 93-galam.blog.ir

همانطور که در دوران دفاع مقدس جنگ در راس امورات قرار داشت[2] و در تمام وزارت خانه های دولت، کارها با هدف تامین نیازهای جنگ و با رویکرد تسهیل مشکلات آن بود و مردم امور جنگ را تا حدود زیادی پشتیبانی میکردند و علاوه بر آن همه ایثاری که جوانان و رزمندگان در خط مقدم جبهه ها میکردند حتی در مواردی در شهرها شاهد فداکاری هایی در حیطه اقتصادی بودیم، امروز نیز باید با چنین عزمی به عرصه فرهنگ و اقتصاد تاخت و این میدانها را فتح کرد. آنچه که این مقدمات ایجاب میکند اینکه تنها مسئول فرهنگ سازی و حفظ و حراست از فرهنگ و هویت اسلامی-ایرانی، وزارت فرهنگ و ارشاد نیست و حتی در صورت اصلاح ساختار و باز تعریف وظایف این وزارت خانه، این نهاد توانایی چنین امری را ندارد و باید به فکر تغییر و اصلاح ساختار کلیه وزارت خانه های دولت بود. برای مثال باید وزارت خانه هایی با نامهای وزارتخانه اقتصاد و ارشاد اسلامی، جهاد کشاورزی و ارشاد اسلامی، نفت و ارشاد اسلامی،علوم تحقیقات و ارشاد اسلامی و ... ایجاد نمود.

پی نوشت ها:

[1] تعریف دکتر احمد فردید از انقلاب: انقلاب یعنی از بین بردن صورت فکری غالب و تثبیت صورت فکری جدید.

[2]... و الآن ما کارمان آنى که در رأس امور است همه مى‏دانید که الآن جنگ است... صحیفه امام    ج‏17    254

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۳۲
میم په به

ziarat ashura-galam.blog.ir



دریافت تصویر:                                            


دریافت فایل لایه باز:                                    

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۵۴
میم په به

اولین سفر رییس جمهور محبوب کشورمان به نیویورک برای شرکت در جلسه عمومی سازمان ملل با تمامی حرف ها و حدیثها به پایان رسید و جنجالها و انتقاداتی به دلیل بعضی رفتار های ایشان از سوی طیف مقابل جریان حاکم  و مقامات ارشد بر پا شد. آنچه که این انتقادات را برانگیخت ماجرای تماس تلفنی آقای روحانی با رییس جمهور امریکا بود که فارغ از اینکه کدام یک از طرفین آغازگر این تماس بوده اند و صرف تماس تلفنی خود قابل تامل است و حداقل آسیب آن کاهش وجهه انقلابی ایران است که این ادعا را می توان در برنامه های ویژه ای که رسانه های جهان با عناوینی چون HISTORIC PHONE CALL (تماس تلفنی تاریخی) به موضوع تماس بین طرفین می پرداختند و همچنین با جوسازی های روزنامه ها و سایتهای داخلی حامی جریان حاکم، اثبات کرد.

این در حالیست که صفت انقلابی بودن و انقلابی ماندن و انقلابی گری مورد تاکید رهبر معظم می باشد. بعلاوه استراتژیست ها و ژورنالیست های ایالات متحده این تماس تلفنی و اقدامات عادی سازی رابطه با این کشور را حاصل تحریم های گسترده علیه ایران دانسته و بر افزایش آن حکم می کنند. با این همه، اقدامات رییس جمهور محترم و از جمله تماس تلفنی را با توسل به راهبرد نرمش قهرمانانه می توان توجیه کرد ولی ازآنچه که نمی توان گذشت اظهارات ایشان ]جناب ریسس جمهور[ پس از بازگشت به میهن و در حاشیه جلسه هیات دولت هدف از قبول تماس تلفنی آقای اوباما را چنین بیان کرد:

«صحبت این بود که مثلا ملاقات چند دقیقه‌ای بین ما در یکی از راهروهای مجمع عمومی سازمان ملل و یا در حاشیه یکی از جلسات انجام شود، البته من موافق این نبودم و این موضوع نیز عملی نشد.»

روحانی ادامه داد: «بحث‌ها در این زمینه ادامه داشت و بعد از روز سه‌شنبه جوی در رسانه‌ها بخصوص رسانه‌های آمریکایی ایجاد شد مبنی بر این‌که ایران در این سفر آمریکا را تحقیر کرده است و یا این‌که روحانی دست رد به اوباما زده است و کاخ سفید تحقیر شد. من از این حرکت و روند رسانه‌ها که شاید بخشی از آن طبیعی بود و بخشی از آن را مخالفین و صهیونیست‌ها دامن می‌زدند، خوشحال نبودم؛ چرا که اساسا بحث تحقیر نیست و من در مصاحبه‌ای که انجام دادم به این موضوع اشاره کردم. درخواست ملاقاتی بود، ما با ملاقات مشکلی نداشتیم، ولی مقدمات و شرایط لازم در این زمینه فراهم نشد.»

آنچه که از این جمله برداشت می شود این است که ایشان موافق تحقیر مستکبری همچون امریکا نیست و خدای ناکرده هرگز این چنین قصدی ندارد و علت قبول تماس تلفنی این بوده است تا به کدخدای دنیا نشان دهد ایران بچه خوبی است و هیچ کاری- از جمله تحقیر- با هیچ کشوری ولو ستمگر یا مستکبر ندارد و سرش مشغول خود است.

بنده قصد تبیین استراتژی یا نصیحت و انتقاد ندارم وصرفا جمله ای را یاد آوری می نمایم:

«ریشه کن شدن استکبار، مقصد انبیا.»

«همه انبیا آمدند و با قلدرها دعوا کردند. البته آنهایى که مى‏خواهند انبیا را قبول نکنند و وابستگان به انبیا را محکوم کنند، آنها مى‏گویند که دین براى این است که مردم را تخدیر کند، اینها تخدیر مى‏کنند و قدرتهاى بزرگ مى‏چاپند. ولى هرکس نگاه کند به سیره انبیا از صدر عالم تا حالا، مى‏بیند که آنى که اطراف انبیا جمع شدند مظلومها هستند، آنى که مقابل انبیا بودند قلدرها بودند. ما هیچ نبى‏اى را سراغ نداریم که با یک قلدرى ساخته باشد به ضد ملت خودش. و هیچ وصى نبى‏اى را سراغ نداریم که ساخته باشد به ضد ملت خودش. این سیره انبیا از صدر عالم تا زمان خاتم همین بوده است که در مقابل این قدرتهایى که ظالم بودند- منتها هر کدام در یک محیطى بودند- از آنجا شروع کردند. حضرت موسى در یک محیطى بوده از آنجا شروع کردند. لکن مقصد این بوده است که ریشه استکبار را از جهان بکنند و مردم را از این ظلمهایى که بر ایشان مى‏شود نجات بدهند. از این جهت، دو طایفه به شما توجه دارند: یک طایفه مستکبرین و سودجوها و طوایفى که به آنها وابسته هستند. آنها را توقع نداشته باشید که با شما صلح بکنند، آنها هم نخواهند صلح کرد. آنها همه‏شان همان برنامه «فرعون» ها را دارند که سر سازش هیچ ندارند و یک دسته هم مستضعفین جامعه هستند که اکثریت و یک اکثریت محروم هستند، این دسته هم با شما هستند ...»

صحیفه امام    ج‏15   ص 507   

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۹۲ ، ۱۶:۳۹
میم په به

انقلاب اسلامی نقطه شروع تغییر سرنوشت بشریت بود و تنزل دادن این انقلاب به انقلاب آب و نان ظلم بزرگی است. دشمنان اسلام این موضوع را خوب درک کرده اند و با فشار اقتصادی سعی دارند این نهضت منتهی به ظهور را به شکست بکشانند که البته توهمی بیش نیست. در اینجاست که با هوشیاری تمام بحث اقتصاد مقاومتی مطرح می شود تا دست طلب به غرب و شرق دراز نکنیم و به سخن گهر بار امام, جامه عمل بپوشانیم که فرمودند:

«ما باید با تمام توان کوشش کنیم تا مردم متوجّه گردند که میشود روی پای خودمان بایستیم؛ میشود در مقابل شرق و غرب از فرهنگ و حیثیّت ملّی اسلامی‌مان دفاع کنیم و میتوانیم دنیای مادّی را شکست دهیم و پرچم لا اِلهَ اِلّا‌الله وَ مُحَمَّداً رَسُولَ‌الله را در تمامی دنیا به اهتزاز درآوریم».


اما ظاهرا هنوز عده ای از خادمین بی جیره و مواجب استکبار در داخل پیدا می شوند که مدرنیته را اوج آرمان خود می دانند و به تبع آن نوع نگاهشان به اقتصاد متفاوت است امام شرابط به گونه ای بوده است که برنامه هایشان را نتوانسته اند به طور کامل به اجرا درآورند تا در سیاست به مرحله لیبرال دموکراسی و در اقتصاد به اقتصاد بازار آزاد دست یابند ولی با کمال تاسف زمان به گونه ای پیش رفته است تا اقتصاد مملکت به دلیل فشار و تحریم اقتصادی و سو مدیریت داخلی با مشکلی مواجه شود و این مطلوب نبودن وضعیت اقتصادی زمینه را برای سر دادن شعار واحد توسط هر دو گروه حزب اللهی و روشنفکر مساعد کرده و روشنفکران متظاهر به مظاهر دنیای مدرن در مقوله ای به نام ضرورت مصرف کالای ملی با نیروی های جبهه حزب الله به شعاری واحد دست یافته اند.


ای کاش که چنین بود- که چنین نیست - .وقتی به عمق شعار های هر دو گروه فرو می رویم یک تفاوت اساسی بین باطن شعار مشترک هر دو گروه را حس می کنیم: یکی این شعار را با هدف قطع وابستگی به بیگانه و استکبار سر می دهد و برای حفظ عزت مذهبی تلاش میکند و دیگری در کلاس درس دانشگاه کشوری اسلامی بی شرمانه می گوید: «من خودروی ایرانی سوار می شوم زیرا اگر کارگران کارخانه ایران خودرو از کار بیکار شوند امنیت شغلی مرا تهدید خواهند کرد».

یکی فی سبیل الله و با هدف گسترش توحید و برای مبارزه با کفر و شرک از تولید ملی حمایت می کند و دیگری فی سبیل نفسه برای از دست ندادن شغل شریفش!!!

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۲ ، ۱۵:۱۴
میم په به
«رفتار های تبلیغاتی و انتخاباتی باید یک الگو باشد و شکلی از کار ارزشی را ارائه دهد»

jalily-galam.blog.ir
این جمله یکی از توصیه های سعید جلیلی به اعضای ستاد انتخاباتی اش می باشد که ساعاتی پیش از سفر ایشان به استانبول در جمع اعضای ستاد تبلیغاتی شان بیان شده است.

این نوع نگاه به انتخابات که ایجاد سبک جدیدی از تبلیغات برای آینده و دوره های بعد انتخابات است که باید در بین کاندیدا های منسب های مختلف فرهنگ سازی شود. البته یک روی این سکه کاندیداهای میباشد و روی دیگر سکه عموم مردم میباشند که باید به نحوه تبلیغات کاندیداها باید توجه کنند.
مردم باید توجه کنند که نوع نگاه کاندیداهای مورد نظرشان به تبلیغات چگونه است؟
باید توجه داشته باشند که هزینه تبلیغات چگونه تامین می شود؟
و از همه مهمتر نحوه فعالیت فعالین تبلیغاتی کاندیداها چگونه است؟
از نظر بنده موردآخر از همه موارد مهمتر میباشد چرا که باید در نوع فعالیت اعضای ستاد و حامیان کاندیداهای مورد نظر تجدید نظر صورت گیرد و شکل جدیدی از نوع تبلیغات و فعالیت صورت پذیرد. برای این منظور باید کمی عمیقتر را دید. منشا این تحول در نوع نگاه به انتخابات می باشد. انتخابات را با این نگاه باید دید که «باید فردی اصلح را برای پیشبرد اهداف اسلام و انقلاب انتخاب می کنیم تا ارزش های اسلامی را احیا و از آنان حفظ و پاسداری نماید». در این صورت چگونگی فعالیت ما در عرصه انتخابات دچار تغییرات احتمالی خواهد بود زیرا این نوع نگاه با نگاهی که در اعضای ستاد برخی کاندیدا ها وجود دارد متفاوت است و بعضا شاهد منفعت طلبی های شخصی در تبلیغات کاندیداها هستیم. این نوع نگاه منفعت طلبانه شخصی یا گروهی و صرفا مادی به کاندیداها تقریبا تفاوتی با نوع حمایت و تبلیغ به شکل غربی وجود ندارد و در واقع هر کاندیدایی که جیب و شکم و... شخص را بهتر تامین نماید از او حمایت خواهد کرد. از نظر نویسنده این نوع نگاه قطعا شیطانی ست و باید متحول شود و الهام گرفته از نوع فعالیت جهادی باشد. به تبع این نوع نگاه هیچ هزینه ای از طرف کاندیداها برای تبلیغات صرف نخواهد شد و هزینه ضروری که بسیار اندک و کمتر از هزینه های فعلی است از بین حامیان و فعالین _ که تحقیقاتی انجام داده اند به اصلح رسیده اند و در پیش خدا حجت شرعی دارند _ جمع آوری خواهد شد. با اجرای این نوع سبک یاد خاطره نحوه اداره جنگ در طول 8 سال دفاع مقدس زنده خواهد شد و آن روحیه ارزشی و جهادی برای حفظ اسلام در تبلیغات انتخاباتی بروز خواهد کرد.

durbin be dast-galam.blog.ir
این مسئله نوع نگاه به تبلیغات انتخاباتی بود. در ادامه به نحوه الگوسازی این نوع نگاه و فعالیت برای آینده انقلاب می پردازیم. برای اینکه کیفیت تبلیغات و فعالیتی که در ستاد دکتر جلیلی _ که همه ی دست اندرکاران به صورت داوطلب و بدون مزد و وعده و وعید _ صورت می گیرد به صورت الگویی برای تبلیغات انتخاباتی در همه دوره های انتخابات گردد اولا نیاز به ثبت این فعالیت ها و در ثانی نیاز به فرهنگ سازی در بین مردم می باشد. منظور از فرهنگ سازی یعنی باید به این سطح از درک رسید که کاندیدایی که شعار پوپولیستی برای عوام فریبی نمیدهد و در تبلیغات و مناظرات و سایر فعالیت ها اوج تقوا را حفظ می کندو از حاشیه سازی دوری می کند و در برابر مشکلات و اشرافیت گروهی بر اکثریت مقابله می کند و با آنان مخالف است و سر سازش با آنان ندارد آن فرد مطمئنا درد مردم را بهتر حس کرده و با وعده های آنچنانی سطح توقع مردم را بالا نمی برد و کار را برای مسئولین آینده کشور با ایجاد توقعات کاذب و اضافی سخت نمی کند.
اقدام دیگری که باید در این راستا صورت گیرد این است که باید در ستاد ها و در برنامه های انتخاباتی حامیان و فعالین جناب دکتر جلیلی در همه نقاط افرادی به عنوان «دوربین به دستان!» گماشته شوند تا اقداماتی را که می تواند در الگو سازی تبلیغاتی و فعالیت های انتخاباتی موثر و مفید باشد ثبت گردد.


«باید توجه داشت که هدف از انتخابات در نهایت حفظ اسلام است . اگر در انتخابات حریم مسائل اسلام رعایت نشود چگونه منتخب حافظ اسلام می شود. باید سعی شود تا خدای ناکرده به کسی توهین نگردد» . امام خمینی(ره)
۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۲ ، ۱۸:۴۵
میم په به